حدیث یازدهم : فضیلت تسبیح تربت سیدالشهداء(علیه السلام)
(مِنْ فَضْلِه، أَنَّ الرَّجُلَ یَنْسى التَّسْبیحَ وَیُدیرُ السُّبْحَةَ فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ)[1]
از فضایل تربت حضرت سیّدالشهداء(علیه السلام)آن است که چنان چه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود، ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گر چه دعایى هم خوانده نشود.
شرح
این حدیث از جمله پاسخ هایى است که امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى محّمد بن عبداللّه حمیرى بیان فرموده اند. او در سؤالى از حضرت(علیه السلام) مى پرسد: آیا جایز است که از خاک قبر امام حسین(علیه السلام)تسبیح بسازیم؟ آیا در آن فضیلتى هست؟
حضرت(علیه السلام) ابتدا در جواب سؤال مى فرماید:
تسبیح خود را از تربت مزار امام حسین(علیه السلام)بسازید و با آن خداوند را تسبیح نمایید; زیرا براى تسبیح، چیزى بهتر از تربت امام حسین(علیه السلام)نیست. از جمله فضایل این تربت این است که اگر کسى ذکر را فراموش کند و تسبیح تربت را فقط در دست خود بگرداند، براى او ثواب ذکر تسبیح نوشته مى شود.
درباره ى فضیلت تسبیح با تربت حسینى، شایسته است به دو نکته اشاره کنیم:
1. تربت امام حسین(علیه السلام) از جمله تربت هایى است که خداوند متعال آن را مبارک گردانیده است; زیرا از قطعه زمینى است که جسد پاک و مطهّر حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) را در برگرفته است. از جمله اغراض و مقاصد عالى در استحباب تسبیح با تربت حسینى، آن است که وقتى شخص تسبیح کننده ى با تربت، آن را در دست مى گیرد، به یاد فداکارى امام حسین(علیه السلام) در پیشگاه خداوند مى افتد و این که چگونه یک انسان مى تواند در راه عقیده و مبدأ، این گونه فداکارى و با ظالمان مقابله کند. انسان در این حال به یاد آن ارواح پاک و مقدّس و مطهّرى مى افتد که در راه معشوق حقیقى فدا شدند و به ملکوت اعلى پرکشیدند. در این هنگام و با این تفکّر، حالت خضوع و خشوع در او ظاهر شده، دنیا و آن چه در آن است در نظر او حقیر جلوه مى کند، و حالت عرفانى و معنوى خاصّى در نفس او پدید مى آید و این به خاطر توسل و ارتباط با امام حسین(علیه السلام)از طریق تربت اوست; از این رو در روایات مى خوانیم که سجده بر تربت حسینى حجاب هاى هفت گانه را پاره مى کند.
2. یکى دیگر از آثار و برکات تسبیح با تربت امام حسین(علیه السلام) ـ که اهل بیت(علیهم السلام)در پى آن بودند ـ شناساندن مظلومیّت امام حسین(علیه السلام) به مردم است; زیرا شخص نمازگزار هر روز بعد از نماز و بهره مندى از آن، هنگامى که چشمش به تربت حسینى مى افتد، به یاد امام حسین(علیه السلام)و فداکارى هاى او و اصحاب و اهل بیتش مى افتد; و معلوم است که یادآورى چنین الگوهایى ـ از حیث روان شناسى ـ اثر تربیتى و معنوى عجیبى در نفس انسان مى گذارد، انسان ها را حسینى بار مى آورد و روح و خون حماسه ى حسینى را در وجود انسان به جنبش مى آورد.
حدیث دوازدهم : برآوردن حاجات مردم
(مَنْ کانَ فی حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ کانَ اللّهُ فی حاجَتِهِ)[2]
هر کسى که به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نیز دنبال کننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
شرح
این حدیث را شیخ صدوق(رحمه الله) از پدرش، از سعد بن عبدالله، از ابى القاسم بن ابى حلیس (حابس)، از امام زمان(علیه السلام) نقل مى کند. حضرت در پیامى به حلیسى به خلوص او، و به صورت کلّى، به این نکته ى اخلاقى اشاره مى فرماید که: هر کس درصدد برآوردن حاجت خداوند باشد، خداوند نیز دنبال کننده ى حاجات او خواهد بوده و خواسته هایش را برآورده خواهد ساخت.
هر چند مراد از حاجت خداوند در بخشى دیگر از این روایت، زیارت امام حسین(علیه السلام) با نیت خالص، مشخص شده است; ولى حضرت، یک اصل کلّى را بیان کرده و زیارت امام حسین(علیه السلام)را مصداقى از آن قرار داده اند; یعنى اگر انسان کارى را انجام دهد که اجرایش مطلوب و خواسته ى خداوند باشد، و از این رو بتوان آن را «حاجت و خواسته ى خداوند» خواند، مى تواند خداوند نیز کارهاى او را اصلاح مى کند.
شایسته ى یادآورى است که خداوند، محتاج به هیچ کس نیست، بلکه این مردم اند که سرتاپا محتاج به قاضى الحاجات اند. خداوند متعال مى فرماید:
(یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ)[3]; اى مردم! شما محتاجان به سوى خداوندید و خداوند، همان غنّى ستایش شده است.
تعبیر حاجت خداوند در این حدیث به این جهت است که حاجت خداوند در حاجت خلق است; و به تعبیر دیگر، کسى که حاجات مردم را برآورد، گویا حاجت خداوند را برآورده است.
احتمال دیگر در مورد این حدیث این است که مقصود از «حاجت خدا»، دستورهاى خداوند، اعمّ از اوامر و نواهى باشد که خواست خداوند است، و اگر کسى در برابر آن مطیع باشد، خداوند نیز حاجت او را بر مى آورد.
حدیث سیزدهم: استغفار، سبب غفران
(إِذا اسْتَغْفَرْتَ اللّهَ فَاللّهُ یَغْفِرُ لَکَ)[4]
اگر از خداوند، طلب مغفرت کنى، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید.
شرح
مرحوم کلینى(رحمه الله) این حدیث شریف را در ضمن حدیثى از امام زمان(علیه السلام) نقل کرده است. حاصل حدیث آن است که شخصى به نام یمانى به سامرا وارد مى شود. از طرف امام زمان(علیه السلام)کیسه اى که در آن دو دینار و دو لباس بود، به دست او مى رسد. او به سبب کمى هدایا آن ها را رد مى کند; ولى بعد از مدّتى از این عمل خود پشیمان مى گردد و نامه اى مى نویسد و پوزش مى خواهد و در دل خود، ضمن توبه، نیت مى کند که اگر دوباره این هدیه براى او فرستاده شود، آن را بپذیرد. بعد از مدّتى، هدیه به دست او مى رسد، و در توقیعى، حضرت(علیه السلام) به یمانى اشاره کرده، مى فرماید:
تو، با ردّ هدیه ى ما، اشتباه کردى و اگر طلب مغفرت از خداوند کنى، خداوند تو را خواهد بخشید.
از این توقیع شریف دو نکته استفاده مى شود:
1. امام زمان(علیه السلام) عالم به سرّ و خفیّات است و از اعمال و حتّى نیّات ما آگاه است; لذا در روایتى، امام صادق(علیه السلام)، در ذیل آیه ى شریفِ: (قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)[5]. مى فرماید:
«مراد از مؤمنین امامان اند»[6].
2. طلب مغفرت از خداوند عزّوجلّ، سبب غفران گناهان است. با در نظر گرفتن این که طلب، امرى قلبى است و احتیاج به لفظ ندارد، از حدیث شریف چنین استفاده مى شود که مجرّد طلب مغفرت (پشیمانى و عزم بر عدم بازگشت به گناه) در تحقّق مغفرت الهى و قبولى توبه کافى است. البتّه توبه ى کامل شرایطى دارد، که امیرالمؤمنین(علیه السلام)، در حدیثى، به آن اشاره کرده است[7].
حدیث چهاردهم : استغفار در حق یکدیگر
(لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها)[8]
اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یکدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاک مى گشتند.
شرح
امام زمان(علیه السلام) در حدیثى طولانى خطاب به فرزند مهزیار، شیعیان را به استغفار و دعا در حقّ یکدیگر ترغیب مى کند; زیرا از آثار و برکات آن رفع عذاب از روى زمین و اهل آن است.
از آیات قرآن استفاده مى شود که دو چیز عامل ایمنى زمین از عذاب الهى در این دنیاست:
1. وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم): خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ)[9]; تا تو در میان مردم هستى، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.
2. استغفار: خداوند متعال مى فرماید:
(ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)[10]; خداوند آنان را در حالى که استغفار مى کنند، هرگز عذاب نخواهد کرد.
از این حدیث دو نکته استفاده مى شود:
الف) گناه باعث هلاکت و عذاب مردم در همین دنیا مى شود.
ب) استغفار سبب مغفرت است، خصوصاً اگر در حقّ همدیگر استغفار کنند.
حدیث پانزدهم: بهره مندى انسان از امام غائب
(أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَتْها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ)[11]
امّا چگونگى استفاده از من در غیبتم، همانند استفاده از خورشید است هنگامى که ابرها آن را از دیدگان پنهان نگاه دارد.
شرح
این کلام امام زمان(علیه السلام)، در حدیثى، در پایان پاسخ پرسش هاى اسحاق ابن یعقوب آمده است، و شیخ صدوق و شیخ طوسى(رحمهما الله)نیز آن را نقل کرده اند. در این حدیث شریف، وجود حضرت در عصر غیبت کبرا، به خورشید در پس ابر تشبیه شده است.
در این تشبیه، نکات جالبى نهفته است که به بعضى از آن ها اشاره مى کنیم:
1. حضرت وجود خود را به خورشید تشبیه کرده است. همان گونه که خورشید، منشأ حیات موجودات و مایه ى گرمى و حرارت و نور و حرکت و ... است و با نبود آن، حیات و زندگانى از موجودات رخت برمى بندد، حیات معنوى جامعه، از وجود امام زمان(علیه السلام)، و بقاى آن نیز به بقاى وجود آن حضرت وابسته است. در روایات اسلامى وارد شده است که امامان معصوم(علیهم السلام)اهداف غایىِ ایجاد مخلوقات اند.
2. همان گونه که خورشید یکى از مخلوقات و در عین حال واسطه ى بهره گیرى موجودات از نور و حرارت است، امام نیز واسطه ى اعلا براى فیض برى موجودات است و فیض الهى، مانند نعمت و هدایت و ...، به واسطه ى او به عموم خلایق مى رسد.
3. همان گونه که مردم، هر آن، انتظار خارج شدن خورشید از پَسِ ابرها را دارند، تا تمام و کامل، از وجود و ظهورش استفاده ببرند، در ایّام غیبتِ آن حضرت نیز، مردم، منتظر ظهور و خروج اویند و از ظهورش مأیوس نمى گردند.
4. منکر وجود آن حضرت، همانند منکر وجود خورشید است، هنگامى که در پشت ابرها از دیده ها پنهان گردد.
5. همان گونه که ابر، کاملاً خورشید را نمى پوشاند و نور خورشید به زمین و زمینیان مى رسد، غیبت هم مانع کامل و تمامى براى بهره دهى حضرت نیست. مردم در زمان غیبت، حضرت را نمى بینند، امّا از وجود مبارک او بهره مى برند. توسّل یکى از راه هاى بهره بردن از آن امام است.
6. همان گونه که در مناطقى که هوا غالباً ابرى است، گاهى خورشید ابرها را مى شکافد و خود را از لابه لاى آن ها بیرون مى آورد و به عده اى از مردم نشان مى دهد، هر از چند گاهى نیز، عدّه اى شرف یاب محضر مبارک امام زمان(علیه السلام)مى شوند و از وجودش استفاده مى برند، و از این راه، وجود آن حضرت(علیه السلام)براى عموم مردم به اثبات مى رسد.
7. همان گونه که از خورشید، همگان، از دین دار و بى دین، نفع مى برند، آثار و برکات امام عصر(علیه السلام)، همه ى عالم را در برمى گیرد، هر چند مردم او را نشناسند و قدرش را ندانند.
8. همان گونه که شعاع خورشید، به مقدار روزنه ها و اندازه ى پنجره ها، داخل اتاق ها مى شود و مردم از آن بهره مى برند، مقدار بهره ى مردم از وجود و آثار و برکات آن حضرت نیز، به اندازه ى قابلیّت آنان است. انسان هر اندازه موانع را از خود دور کند و قلب خود را بیش تر بگشاید، از وجود و آثار و برکات بیش ترى بهره مى گیرد.
9. همان گونه که ابرها خورشید را نابود نمى کنند، و تنها مانع رؤیت اویند، غیبت امام زمان(علیه السلام) نیز فقط مانع رؤیت اوست.
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در شنبه چهاردهم دی 1387 ساعت 2:58 بعد از ظهر موضوع عمومی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این وبلاگ با هدف ارتقا فرهنگ مهدویت و بالا بردن سطح اگاهی عمومی در باره امام مهدی (عج)
تاسیس شده است . در این بین مطالبی متنوع از سایر موضوعات مرتبط نیز مطرح میشود .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY