عناصر اصلى برنامه ريزى قيام و ظهور حضرت مهدى (عج)
براى ظهور و قيام حضرت ولى عصر (عج) بايد براى تحقق آن يك برنامه ريزى حساب شده و جامع در سطح كل جهان صورت بگيرد. باتوجه به اهميت فوق العاده آن بايد در اين برنامه ريزى امور بسيارى به طور عملى و جدّى و حساب شده تعقيب شود كه ما در اينجا به امور نه گانه اى كه پايه هاى اصلى اين برنامه ريزى است و بايد به همت مسلمانان تحقق پيدا كند تا زمينه ساز ظهور گردد! اشاره نماييم.
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ساعت 11:16 قبل از ظهر موضوع یاوران و منتظرین | لینک ثابت
بررسى و توجيه دوّم
چنانكه ثابت و مسلّم است، تمام اجزاى عالم امكان به سوى موجود ممكن اشرف در حركت است، و به عبارت ديگر علت غائى عالم امكان و متحرّكات، وجود مخلوق اشرف است. هر
عالم مقدمه عالم بعد و عالم كامل تر است. چنانكه عالم جنين مقدمه عالم دنيا، و عالم دنيا مقدمه عالم آخرت است، و بطور كلى هر مادونى مقدمه مافوق، وهر ناقصى براى كامل و
هر كاملى براى اكمل و به سوى كمال در مسير حيات و عالم امكان سير مى كنند، تا در عين به فعليت رسيدن استعداد خاص خود، در مسير كمالى خود، كمال موجود كامل تر را
فراهم ساخته و به او بپيوندند.
پس اگر سير جهان بدون موجود ممكن اكمل باشد و منتهى به آن نباشد، جهان از هدف اَسنى و اشرف خود محروم مى شود و حركت جهان، اگر بى ثمر و بى هدف نباشد، اقلاً بدون
فايده اكمل خواهد بود. لذا هميشه وتا حركت در عالم امكان هست، بايد براى موجود اكمل و به سوى آن باشد و آن « امام و حجت خدا و ولىّ دوران و قطب زمان » خواهد بود كه يا در
كسوت و منصب نبوّت ظهور دارد و يا در كسوت امامت و منصوب وصايت، قائم مقام و جانشين نبىّ و پيغمبر خواهد بود. بديهى است با امكان موجود اشرف و فيّاضيت خدا و عدم بخل
در مبدأ فيّاض، اكتفا بوجود غير اشرف نخواهد شد.
وخلاصه اين بيان، اين است كه وجود حضرت رسول اكرم وسيده نساء العالمين و ائمه اثنى عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ مقصد اصلى خلقت مى باشند20. و ديگران، علاوه بر
آنكه نسبت به مادون خود، كامل تر و علّت غايى هستند، طفيل وجود آنها و فرع وجود آن بزرگواران مى باشند.
و اين موضوع مستفاد از روايات معتبره است. از جمله از حضرت اميرالمؤمنين در نهج البلاغه روايت است كه در ضمن يكى از نامه هاى تاريخى خود به معاويه مرقوم فرمود:
« فانا صنائع ربنا والناس بعد صنايع لنا21
ما تربيت يافتگان پروردگارمان هستيم و مردم پس از آن تربيت يافته ما هستند.
و صدوق ـ عليه الرحمه ـ از حضرت رسول اكرم روايت نموده است كه به امير المؤمنين فرمود:
« ياعلي لولا نحن ما خلق الله آدم ولا حواء ولا الجنة ولا النار ولا السماء ولا الارض22
اى على اگر ما نبوديم خداوند خلق نمى كرد آدم و حوا را و بهشت و جهنم و آسمان و زمين خلق نمى شدند.
و رافعى ـ يكى از علماى معروف عامّه ـ در ضمن حديثى طولانى، روايت كرده است كه خداوند متعال به آدم ـ على نبينا وآله وعليه السلام ـ فرمود:
هؤلاء (يعني محمداً وعلياً وفاطمة والحسن والحسين) خمسة من ولدك ، لولاهم ما خلقتك هؤلاء خمسة شققت لهم خمسة اسماً من أسمائي ، لولاهم ما خلقت الجنة ولا النار ولا
العرش ولا الكرسي ولا السماء ولا الارض ولا الملائكة ولا الانس ولا الجن23
اينان (محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ـ صلوات الله عليهم ـ) پنج تن از فرزندان تو هستند، اگر نبودند ايشان تو را خلق نمى كردم اينان پنج تن اند كه براى ايشان پنج اسم از اسم هاى خودم مشتق كردم. اگر ايشان نبودند خلق نمى كردم بهشت و نه آتش، و نه عرش و نه كرسى و نه آسمان و نه زمين، و نه فرشتگان و نه انس و جن را ».
و نظير اين ارتباط است، ارتباط آفرينش آنچه در زمين است با آفرينش آدم و بنى آدم، چنانكه در قرآن مجيد مى فرمايد:
(خلق لكم مافي الارض جميعاً)24.
و در آيه ديگر مى فرمايد:
(والارض وضعها للانام)25.
و در آيه ديگر فرموده است:
(الذي جعل لكم الارض فراشاً والسماء بناءً وأنزل من السماء ماءً فأخرج به من الثمرات رزقاً لكم)26.
و همچنين آياتى كه دلالت دارند بر تسخير زمين و آفتاب و ماه و نجوم براى انسان.
و چنانكه مرحوم پدرم آيت الله آخوند ملاّ محمد جواد صافى در يكى از تأليفات خود به نام « مصباح الفلاح » يا در تأليف ديگرش به نام « نفايس العرفان » تحقيق كرده، آياتى مثل (وما
خلقت الجن والانس إلاّ ليعبدون)27 نيز دلالت دارند، زيرا وقتى خلقت جن و انس براى عبادت باشد، با اينكه عالى ترين مرتبه عبادت و اطاعت كه نمايش و تبلور كمال اعلاى موجود
ممكن است همان است كه از امام صادر مى شود، وبا توجه به اينكه عبادات ديگران نيز بايد در خط عبادت امام و پيروى از او باشد تا از شرك و انحراف و معايب و موانع ديگر مصون
بماند، پس امام مقصد اصلى و علّت غائى خلقت خواهد بود.
و نظير اين تحقيق است آنچه كه آن مرحوم و ديگران از محققان بزرگ فرموده اند كه غرض از خلقت، تخلّق به اخلاق الهى مثل علم و قدرت و ظهور قدرت ربوبى است، كه اگر چه در
تمام اشياء و خلقت تمام كائنات آثار علم و قدرت و حكمت او ظاهر و هويدا است و هر چه هست آيه و كلمه او است، اما ظهور علم و قدرت او در انسان و استعداد و تخلق انسان به
اختيار خود به اخلاق الهى، در مرتبه اى است كه هيچ موجودى غير از انسان آن استعداد را ندارد و تحقق و فعليت كمال اين استعداد و جلوه و نمايش برين و برترين آن، وجود امام28
و افعال و اخلاق و جامعيّت و نواحى متعدّد كمالى او است.
بنابر اين باز هم امام مقصد اصلى خلقت و خلاصه و نتيجه علياى آن مى باشد و خدا همه اشياء را براى بشر و بشر را براى انسان كامل كه ولىّ امر هر عصر و قطب دوران و صاحب
الزمان است، آفريد چنانكه براى پديد آمدن ميوه، انسان به ايجاد باغ، آبادكردن زمين، ساختن و كندن جوى و جدول، تهيه آب و احداث قنات و كاشتن درخت اقدام مى نمايد كه در واقع
همه را براى ميوه مى خواهد و ميوه، مطلوب بالذات و خواسته حقيقى و اوّلى او است و ديگر چيزها مطلوب بالعرض و خواسته تبعى و ثانوى است و شايد همين بود سر اينكه ملائكه
گفتند:
(أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك)29
« آيا مى خواهى كسانى را در زمين بگمارى كه فساد كنند و خونها بريزيد و حال آنكه ماتورا تسبيح مى كنيم ».
و پاسخ خداوند متعال كه فرمود: (إني أعلم ما لاتعلمون)30= « من مى دانم آنچه را كه شما نمى دانيد ». اشاره به همين باشد كه اگر چه مفسد و خونريز در بين بشر پيدا خواهد
شد، اما چون اين نظام منتهى و متضمن وجود بندگان صالح و شايستگان مقام خلافت الهى خواهد شد، بايد برقرار شود و خدا مى داند كه محصول اين جعل خليفه در زمين چه
خواهد بود و چه موجودات كاملى را متضمن مى باشد، و مانند ابراهيم و موسى و عيسى و محمد خاتم الانبياء و على مرتضى و مهدى خاتم الاولياء، از آن بوجود خواهد آمد.
و مخفى نماند كه محققين علماى اهل سنّت نيز همه براينكه حضرت رسول اكرم 6 داراى چنين منزلت و مقامى است اتفاق دارند و زبان حالشان اين اشعار است:
محمد المجتبى معنى جبلته وما لادم طين بعد مجبول
والمجتبى تاج علياه الرفيع وما للبدر تاج ولا للنجم إكليل
لولاه ما كان أرض لا ولا افق ولا زمان ولا خلق ولا جيل
ولا مناسك فيها للهد اشهب ولا دياريهاللوحي تزيل31
و اين اشعار:
ياصفوة الرسل الذي لولاه لم يثبت على حدّ المقام كليم
كلاّ ولا سكن الجنان أب ولم ينهض الى الروح المسيح رميم
الله قد صلّى عليك فكل ذي مجد لمجدك دأبه التسليم32
و اين اشعار:
محمد كازل تا ابد هر چه هست به آرايش نام او نقش بست
چراغى كه انوار دانش بدو است فروغ همه آفرينش از او است
و ابن حجر در « المنح المكيّة في شرح الهمزيّه » در شرح اين شعر:
لك ذات العلوم من الغيب ومنها لادم الاسماء
مى گويد: مقصود از خلق آدم، خلق پيغمبر ما از صلب او بوده است پس خلق پيغمبر ما، به طريق ذات بوده و خلق آدم به طريق وسيله33.
و مخفى نماند كه محدثين بزرگ اهل سنّت نيز احاديثى روايت كرده اند كه اين وجه به صراحت از آنها استفاده مى شود; از جمله در ذيل حديثى كه متضمن شرح توسل حضرت آدم ـ
على نبينا وآله وعليه السلام ـ به حضرت رسول اكرم مى باشد و « حاكم » آن را از پيغمبر روايت نموده و به صحّت آن گواهى داده است، چنين آمده كه خدا خطاب به آدم فرمود:
« إنه لاحب الخلق اليّ وإذ سألتني بحقه فقد غفرت لك ، ولولا محمد ما خلقتك = به درستى كه او (محمد محبوب ترين خلق به سوى من است، و حال كه به حقو او از من سؤال
كردى، تو را آمرزيدم، و اگر محمد نبود تو را خلق نمى كردم ». اين حديث را علاوه بر حاكم، ابن حجر در « الجواهر المنظّم » و بيهقى در « دلائل النبوه » و طبرانى روايت نموده اند34.
و نيز در ضمن حديثى كه ابن حجر از ابن عباس روايت نموده و آن را صحيح دانسته، آمده است:
« أوحى الله تعالى الى عيسى ـ صلوات الله على نبينا وعليه وسلامه ـ ياعيسى آمن بمحمد ومر من أدركه من أُمتك أن يؤمنوا به ، فلولا محمد ، ما خلقت آدم ، ولولا محمد ما خلقت
الجنة ولا النار ...35
وحى كرد خداى تعالى به سوى عيسى: اى عيسى ايمان آور به محمد و امر كن كسانى از امّت تو كه او را درك مى نمايند به او ايمان آورند پس اگر محمد نبود،
آدم را نمى آفريدم و اگر محمد نبود، بهشت و آتش را خلق نمى كردم ».
ونيز اين حديث قدسى، معروف بين شيعه و ديگران است:
« لولاك لما خلقت الافلاك
اگر تونبودى من آسمانها را نمى آفريدم ».
و همچنين اين حديث قدسى را روايت نموده اند: « خلقتك لاجلي وخلقت الاشياء لاجلك = تو را به خاطر خودم و همه هستى را به خاطر تو آفريدم.
و در همين معنى و بلكه در تقدم آفرينش آن حضرت بر آفرينش ساير مخلوقات، ظهير فاريابى مى گويد:
ايزد چو كارگاه فلك را بكاركرد از كائنات ذات تورا اختيار كرد
اول تورايگانه و بى مثل آفريد وانگه سپهرهفت و عناصر چهار كرد
نى نى هنوزكاف كن از نون خبرنداشت كايزدرسوم دولت تو آشكاركرد
بديهى است هر مقامى از اينگونه مقامات، غير از نبوّت و پيغامبرى كه به حضرت خاتم الانبياء ختم شده است، غير از نبوّت و پيغامبرى كه به حضرت خاتم الانبياء ختم شده است، بر
حسب دلائل عقلى و احاديث، براى اولياى بعد از آن حضرت كه ائمّه اثنى عشر : مى باشند، ثابت و مسلّم است.
هم القوم من أصفاهم الود مخلصا تمسك في أخراه بالسبب الاقوى
هم القو فاقوا العالمين مناقبا محاسنهم تروى وآياتهم تتلى36
و چه نيكو گفته است ابونواس در خطاب به حضرت رضا :
تالله لما برى خلقاً فأتقنه صفاكم واصطفاكم أيها البشر
وأنتم الملا الاعلى وعندكم علم الكتاب وما جائت به السور
مطهرون نقيات جيوبهم تتلى الصلاة عليهم أينما ذكروا
من لم يكن علوياً حين تنسبه فماله من قديم الدهر مفتخر37
اگر گفته شود: اينگونه ارتباطى كه شما به آن، به ارتباط آب وجوى، وحتّى شاخه و برگ درخت با ميوه، مثل زديد، به عكس نيز وجود دارد، يعنى ميوه هم به وجود آب وجوى و باغ
وابستگى دارد، بلكه وابستگى آن بيشتر و مؤكدتر است، زيرا بدون وجود آب و درخت، ميوه حاصل نمى شود، در حالى كه بدون ميوه، وجود درخت امكان پذير است.
پاسخ داده مى شود:
اولاً: آنچه در خارج ديده مى شود از درخت هاى بى ميوه، غرض از وجودشان ميوه نبوده است، هر چند شخصى كه آن را كاشته است قصدش ميوه بوده است و اگر او به اين جهت
عالم بود، هرگز آن را نمى كاشت. اما مدّبر حقيقى و فاعل واقعى كه عالم به همه چيز است، از وجود آن درخت آنچه را كه تكويناً خواسته است، حاصل شده است، و اين اشكال از
اين ناشى شده كه بين فاعل حقيقى عالم با فاعل حقيقى عالم با فاعل ظاهرى جاهل فرق نگذارده اند. در اينجا موضوع سخن، فاعل حقيقى عالم حكيم است كه خود فرموده
است.
(أفرأيتم ماتحرثون ءأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون)38
« آيا نديديد تخمى را كه در زمين كاشتيد آيا شما آن را رويانديد يا ما رويانديم؟ » و نيز در آيه ديگر مى فرمايد:
(أفرأيتم ما تمنون ءأنتم تخلقونه أم نحن الخالقون)39
« آيا نديديد كه شما نخست نطفه اى بوديد؟ آيا شما آن نطفه را به صورت انسان آفريديد، يا ما آفريديم؟ ».
ثانياً: ارتباط بدن عنصرى امام مانند غير امام، با اشياى مادى و عناصر بسيط ومركّب ديگر، اگر چه معلوم و مسلّم است، اما اين خصوصيّت را كه فرد خاصى چنان باشد كه ديگران
وجودشان به او وابستگى معنوى داشته باشد، هيچ كس غير از امام دارا نيست; چنانكه در عالم ارتباطات ظاهرى، خصوصيت اينكه فردى بدون پدر و مادر خلق شده باشد، اختصاص
به آدم و حوّا دارد و خصوصيت اينكه فردى بدون پدر باشد، اختصاص به مسيح دارد.
ثالثاً: ارتباط وجود امام با مواد و عناصر، مثل ساير افراد، در جهت مادّى آنها است در صورتى كه ارتباط و وابستگى آنها به امام در جهت جسم و روح و ظاهر و باطن وجودشان مى
باشد به عبارت ديگر اگر چه وجود عنصرى امام به مادّه و عناصر ارتباط دارد، اما نفس اين عناصر و مواد و غيب وجود تمام اشخاص و افراد بوجود امام و غيب وجود آن حضرت كه
حقيقت وجود او و اصل ذات او است ارتباط دارد و اين خصوصيتى است كه باذن الله تعالى فقط امام و انوار پيغمبر اكرم و ائمه معصومين : داراى آن مى باشند.
رابعاً: ارتباط ميوه بوجود جوى و درخت و خاك و آب، از قبيل ارتباط شىء به علّت مادى آن است، و ارتباط آنها با ميوه از قبيل ارتباط شىء به علّت غائى آن مى باشد.
بنابر اين ارتباط وجود عنصرى امام با آب و خاك و تمام عناصر و هوا و آفتاب و ساير مخلوقات، نظير ارتباط شىء با علّت مادى خود مى باشد. و اما ارتباط سايرين با او، نظير ارتباط شىء
با علّت غائى خود است; و پر واضح است كه علّت غائى شىء از علّت مادى و همچنين علّت صورى آن افضل است. زيرا كه علّت غائى، مقصود بالذات و بالاصاله و استقلال است و
علّت صورى و مادى، مقصود بالتبع و بالعرض است.
عليهذا ارتباط وجود ممكنات بوجود امام به گونه اى كه بيان شد، مقبول و مسلّم و امر غريب و مورد استعبادى نيست، همانگونه كه بر حسب قرآن مجيد و قانون مطابقت و ناموس
تناسب، معلوم مى شود كه آنچه در زمين است، براى اين بشر است و اين بشر حاصل اين خلقت و جلوه اتمّ و اكمل قدرت و علم الهى است و:
ابروبادومه وخورشيد وفلك دركارند تاتوانى به كف آرى وبه غفلت نخورى
و:توئى تو، نسخه صنع الهى به جواز خويش هر چيزى كه خواهى
همينطور انسانها نيز وجودشان به وجود امام مرتبط است وطفيل وجود امام و حجت خدا مى باشند و بايد گفت كه:
از رهگذر خاك سر كوى شما بود هر نافه كه بر دست نسيم سحر افتاد
روشن از پرتو رويت نظرى نيست كه نيست منت خاك درت بر بصرى نيست كه نيست
ناظر روى تو صاحب نظرانند وليك بوى گيسوى تو در هيچ سرى نيست كه نيست
همه كمالات به كمال رسول اكرم و سيدة النساء و ائمه طاهرين : مى پيوندد و معيار و ميزان كمال و مصدر هدايت و ارشاد و برهان خلق و حجت خدايند:
« فهم مفتاح خزائن الرحمن ومعادن العلم والعرفان وينابيع الحكمة والايمان »
چنانكه از حضرت صادق مروى است:
« في الاصل كنا نجوماً يستضاء بنا وفي البرية نحن اليوم برهان
نحن البحور التي فيها لغائصها در ثمنى وياقوت ومرجان
مساكن الخلد والفردوس نملكها ونحن للخلد والفردوس خزان
من شذ عنا فبرهوت مكانته ومن أتانا فجنات ورضوان »40
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 3:9 بعد از ظهر موضوع یاوران و منتظرین | لینک ثابت
وظايف منتظران
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟
در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده، و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او تشخيص دهد. در روايت آمده است:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية».
«هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان (عليه السلام)را درخواست مى نمايد.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از امام زمان (عليه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود: اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام): اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،
و) زيارت آل ياسين.
جهت توضيح بيشتر به كتابهاى (وظيفة الانام) و (شيوه هاى يارى قائم آل محمد عليه السلام) مراجعه شود
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 10:55 قبل از ظهر موضوع یاوران و منتظرین | لینک ثابت
انتظار و مباحث آن
انتظار: كلمه اى ژرف و معنايى ژرفتر;
انتظار: خط بطلان بر همه ى كفرها و نفاق ها و ظلمها;
انتظار: خونى در رگ زندگى و قلبى در سينه ى تاريخ;
انتظار: صلابت در درون تاريكيها و سرديها;
به دميدن سپيده دمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد زيستن، در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن و چون كوه مقاوم بودن;
در تراكم هواهاى كشنده ى اختناقها، بهوزيدن نسيمهاى حياتبخش رهايى اميد بستن;
و به آرزوى پديدار گشتن روزهاى طلايى ارزشهاى جاويد زنده ماندن.
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 10:44 قبل از ظهر موضوع یاوران و منتظرین | لینک ثابت
مولای من یا ابا صالح
نه چهل صباح که تا انجا که نفس یاری ام کند دعای عهد می خوانم . انقدر ندبه و زاری میکنم تا بیایی . نظر لطفی بکنی و جهان را به قدومت منور سازی . در انتظار ان روز
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم رب النور العظیم ورب الکرسی الرفیع ورب البحر المسجور ومنزل التوریه والانجیل والزبور ورب الظل والحرور ومنزل القرآن العظیم
ورب الملئکه المقربین والانبیاء والمرسلین اللهم انی اسئلک بوجهک الکریم وبنوروجهک المنیرو ملکک القدیم یا حی یا قیوم اسئلک باسمک
الذی اشرقت به السموات والارضون وباسمک الذی یصلح به الاولون والاخرون یا حیا قبل کل حی ویا حیا بعد کل حی ویا حیا حین لاحی یا
محیی الموتی وممیت الاحیاء یا حی لا اله الا انت االهم بلغ مولانا الامام الهادی المهدی القائم بامرک صلوات الله علیه وعلی آبائه الطاهرین
عن جمیع المومنین والمومنات فی مشارق الازض ومغاربها سهلها وجبلها وبرها وبحرها وعنی وعن والدی من الصلوات زنه عرش الله ومداد
کلماته وما احصاه علمه واحاط به کتابه الهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا وما عشت من ایامی عهدا وعقدا وبیعه له فی عنقی لا احول
عنها ولازول ابدا اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجی والمتمثلین لاوامره والمحامین عنه
والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه اللهم ان حال بیینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزا
کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر والبادی اللهم ارنی الطعه الرشیده والغره الحمیده واکحل ناظری بنظره منی الیه
وعجل فرجه وسهل مخرجه واوسع منهجه واسلک بی محجته وانفذ امره واشدد ازره واعمر اللهم به بلادک واحی به عبادک فانک قلت وقولک
الحق ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس فاظهراللهم لنا ولیک وابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک حتی لا یظفر بشی من
الباطل الا مزقه ویحق الحق ویحققه وجعله اللهم مفزعا لمظلوم عبادک وناصرلمن لا یجد له ناصرا غیرک ومجددا لما عظل من احکام کتابک
ومشیدا لما ورد من اعلام دینک وسنن نبیک صلی الله علیه واله واجعله اللهم ممن حصنته من باس المعتدین اللهم وسرنبیک محمدا صلی الله
علیه واله برویته ومن تبعه علی دعوته وارحم استکانتنا بعده اللهم اکشف هذه الغمه عن هذا لامه بحضوره وعجل لنا ظهوره انهم یرونه بعیدا
ونریه قریبا برحمتک یا ارحم الراحمین . العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان العجل العجل یا مولای
یا صاحب الزمان .
نوشته شده توسط مصطفی صانعی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 12:54 بعد از ظهر موضوع یاوران و منتظرین | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این وبلاگ با هدف ارتقا فرهنگ مهدویت و بالا بردن سطح اگاهی عمومی در باره امام مهدی (عج)
تاسیس شده است . در این بین مطالبی متنوع از سایر موضوعات مرتبط نیز مطرح میشود .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY